صفحه اول

در باره P4C

P4cاخبار  در ايران

P4Cاخبار  درخارج

كتاب هاي  P4C

گفتگو

همايش ها 

داستان هاي   P4c

همكاران اين مركز

دوستداران P4C

دربارة اين سايت

ساير سايت ها

بحث و گفتگو

تقدير

 

 

 

عقل و عقلانيت در اسلام و تشيع
دكتر سعيد سليمي
 

فبشر عبادي‌الدين يستمعون القول ويتبعون احسنه
يكي از مطالبي كه قرآن كريم خيلي روي آن عنايت و توجه دارد بحث تعقل است. علت آن اين است كه اسلام ديني است كه عقايد آن تماماً برپايه عقلانيت است، اخلاقيات و اعمال صالح آن تماماً عقلاني است،‌گناهان‌اش يعني چيزهاي كه براي انسان و جامعه مضر است تماماً عقلاني است. حتي در فروعات ريزفقهي هم عقلاني است، درست است كه در خيلي از موارد عقل نمي‌تواند آن را ثابت يا نفي كنداما هيچ موردي خلاف عقل وجود ندارد. اين دين چون قوام‌ اعتقادات و اخلاقيات و اعمال صالح و گناهان‌اش آن برپايه تعقل است. لذا توصيه آن به تعقل بسيار زياد است لذا هرچه قدر تعقل انسان در دين اسلام بيشتر ايمان انسان به دين اسلام بيشتر خواهد شد و هرچه تعقل انسان راجع به آيات قرآن بيشتر، ايمان انسان به قرآن بيشتر است و لذا مي‌بينيد كه در آيات قرآن به تدبر وتعقل و تفكر سفارش فراواني شده است و هرچقدر كه تدبر و تعقل و تفكر در آيات تكويني الهي بيشتر باشد، در آيات قرآن بيشتر باشد، در زندگاني پيامبران و ائمه اطهار بيشتر باشد ايمان انسان هم بيشتر است.
حتي عرفان ما عقلاني است.


حاشا به موسم گل ترك مي‌كنم

 من لاف عقل مي‌زنم اين كار كي‌كنم


و يا


عقل اگر داند كه دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان ديوانه گردند از پي زنجير ما


يا حتي خيام اين چنين مي‌گويد:


من ظاهرهرهست و نيست دانم

من باطن هر فراز و پستي دانم

 

با اين همه از دانش خود شرمم باد

گر مرتبه‌اي براي مستي دانم


يعني مستي و عرفان اموري هستند كه بايد عقل به آن برسد. يعني حتي عرفان ما عرفاني عقلاني است لذا اصلاً ادبيات قرآن و سوره حمد و سوره‌هاي ديگر همه‌اش عقلاني و همراه با استدلال و دليل است. اگر مي‌بينيم كه بعضي از اديان ميانه‌اي با عقلانيت ندارند بخاطر اين است كه اعتقادات و اخلاقياتشان و اعمال‌شان اولاً غير عقلاني است و در بعضي موارد ضد عقلاني است. مثلا در مسيحيت كه اگر انسان با عقل وارد كتاب مقدس شود آن كتاب را نفي مي‌كند و حتي در بعضي از مذاهب اسلامي، عقل با اعتقادات مخالف است چرا كه اعتقاداتشان ضد عقلاني است و عقل آن‌ها را نفي مي‌كند اما اسلام و قرآن ، مكتب تشيع ، پيامبر واهل بيت، چون زندگاني و سخنان و معارف آن‌ها عقلاني است انسان‌ها را توصيه به عقلانيت مي‌كنند. لذا بزرگان ما كتاب‌هاي‌شان مملو از استدلال است. حتي معارفي كه در دانشگاه‌ها تدريس مي‌شود همه آن‌ها استدلالي است. اعتقاد به خدا در مكتب ما عقلاني است. اعتقاد به معاد، توحيد، امامت و نبوت عقلاني است. وقتي انسان‌شناسي مي‌كنيم كمال انسان عقلاني است. مفسران ما مانند: علامه طباطبائي يك فيلسوف است و مبناي كارش براساس تعقل و تفكر است. خلاصه، ديانتي كه اساس ان عقلانيت و استدلال است، مردم را به تعقل و استدلال دعوت مي‌كند، ما بايد به مردم ياد بدهيم تفكر و تعقل كنند. تعقل مردم نه تنها براي ديانت ما ضرري ندارد بلكه باعث گسترش ديانت ما مي‌شود. ابن سكيت نزد امام صادق (ع) رفتند و گفتند كه الان در جامعه ما زنادقه در حال افزايش است. الان معجزه دين چيست؟ امام صادق فرمودند: الان معجزه دين ما عقل است و لذا قرآن براي آنهايي كه اعجاز معناي ومعارف و فصاحت و بلاغت قرآن را درك كنند. معجزه است اماچيزي كه الان مردم دنيا و مخصوصاً روشنفكران را به اسلام جذب مي‌كند مطالعه با تعقل آيات و معارف قرآن است و ما هم در جامعه خودمان بايد عقلانيت را پرورش بدهيم و مطمئن باشيم ديانت اسلامي، اعتقاداتش، اخلاق و عرفان و ايدولوژي و توصيه‌هاي عملي‌اش همگي عقلاني است لذا هرچه قدر معرفت عقلاني مردم به دين ما بيشتر باشد گرايش آن‌ها به معارف ديني ما بيشتر است. به خاطر همين نكته است كه ما در تاريخ تشيع هرگز چالشي به نام علم ودين، عقل ودين نداشتيم. اين چالش‌ها به قرون وسطي و مسيحيت تعلق دارد و آن مسيحيت است كه مورد تحريف قرار گرفته است. در جهان اسلام، شخصيت‌هاي بزرگ علمي ما و شخصيت‌هاي ديني ما هستند مانند: بوعلي سينا و جابرين حيان و علامه طباطبائي و اما م ره.

حتي اگر مي‌بينيم كه در فقه ما تقليد وجود دارد اين تقليد براساس تعقل است يعني مهم‌ترين دليل تقليد از متخصص فقهي، عقل است. درست است كه آيه‌اي داريم «فسالوا اهل الذكر، ان كنتم لاتعلمون». روايت هم داريم. اما مهم‌ترين دليل، عقل است و الان مي‌بينيم كه در كشورهاي پيشرفتة دنيا تقليدشان بيشتر است. بخاطراينكه علوم تخصصي شده هرچه قدر تخصص بيشتر، تقليد مردم هم به همان اندازه بيشتر است، لذا معني تقليدي كه در فروعادت ريز فقهي مي‌كنيم به تمامي مبتني برحكم عقل است. لذا حتي اين تقليد ما عملي كاملاً عقلاني است. براساس مقدسات عقلاني اگر بخواهيم بركل آيات و روايات مسلط شويم علومي مانند رجال، درايه، اصول و غيره نياز است.

 

لذا عقل حكم مي‌كند كه به متخصص مراجعه كنيم در فروعات ريزفقهي‌مان از متخصص تقليد كنيم. پس اين تقليد هم براساس حكم عقل است. حتي در مورد نماز قرآن مي‌‏فرمايد: أقم الصلوه لذكري. يعني نماز ايده‌ال من اين است كه ياد من باشيد. الا بذكر الله تطمئن القلوب تنها با ياد و ذكر خداست كه انسان به آرامش مي‌رسد. لذا سوره حمد سوره‌اي است كه هرچقدر انسان تفكرش راجع به آن بيشتر باشد تأثير آن در زندگي فردي و اجتماعي او به همان اندازه بيشتر است. لذا حتي بعضي از فقها همچون آيت‌الله بهجت فتوا مي‌دهند كه قنوت نماز را حتي مي‌توان به فارسي خواند. تقريباً اكثريت قاطع فقها فتوا مي‌دهند كه شما ذكرهاي عربي را بگوييد اما به فارسي هم مي‌توانيد با خدا مناجات كنيد به زبان فارسي، تركي و انگليسي هم مي‌توانيد به درگاه خداوند دعا كنيد و هرچه قدر اين دعاها بيشتر باشد باعث مي‌شود كه توجه انسان به نماز بيشتر شود و تأثير و تأثر انسان از نماز بيشتر باشد پس مي‌بينيد كه حتي توصيه‌هاي عملي دين، همه‌اش براساس اصول عقلاني و مصالح و مسائل فرد و جامعه است.


استفاده از مطالب با ذكر منبع بلا مانع است.

 

 به روز كردن صفحه = Ctrl+ F5