صفحه اول

در باره P4C

P4cاخبار  در ايران

P4Cاخبار  درخارج

كتاب هاي  P4C

گفتگو

همايش ها 

داستان هاي   P4c

همكاران اين مركز

دوستداران P4C

دربارة اين سايت

ساير سايت ها

بحث و گفتگو

تقدير

 

 

 

 گپي با دكتر محمود خاتمي

 

كارآمدي فلسفه

در قالب ادبيات و داستان

 

س: شما در مقالة‌تان «بررسي مشكلات آموزش فلسفه غرب به دانشجويان سال اول فلسفه» كه در همايش اَسما ارايه كرديد، راهي براي معرفي مكاتب و نحله‌هاي فلسفي براي دانشجويان، قبل از شروع مطالعات تخصصي‌شان پيشنهاد كرده بوديد؟ مي‌توانيد خلاصه آن را توضيح دهيد؟
ج: يك ترم انتقالي پيشنهاد دادم شامل 10 واحد نظري و 8 واحد كارگاهي بمنظور آگاهي ورودي‌ها با طرح كلي و فضاي فلسفه، قبل از ورود به مطالعه و مباحث تخصصي.


س: باتوجه به صحبت هاي قبلي‌مان در بارة سخنراني‌تان در همايش اسما بفرماييد كه نظرتان در بارة كاربردي كردن فلسفه در كشورمان چيست؟
ج: «كاربردي كردن فلسفه» تعيبر مبهمي‌است. بستگي دارد از آن چه مراد كنيم. اگر منظور «استفاده از مباني و داشتن طرح فلسفي براي حل مسايل انسان در هر دوره تاريخي يا حوزه زندگي» باشد، فلسفه ذاتاً كاربردي ‌است و بنابراين بايد پرسيد كه تا چه اندازه به فلسفه بدين معني نزديكيم.


س: به نظر ميرسد با معادل فارسي فلسفة كاربردي Applied Philosophy موافق نيستيد. به نظر شما چه واژه‌اي ميتواند معادل خوبي براي آن باشد؟
ج: معادل بهتري سراغ ندارم ولي بلحاظ مفهومي اين تعبير ابهام دارد.


س: آيا فلسفه در قالب كنوني‌اش مي‌تواند كاربردي در زندگي روزمره داشته باشد؟ اگر نه؛ پس به چه درد ديگري مي‌تواند بخورد؟
ج: چنانكه اشاره كردم اين امر كاملا بستگي به تلقي ما از فلسفه دارد. فلسفه بالذات انسانيست و مسايل انسان را در خصوص نسبتهايي كه با امور مختلف دارد برميرسد. (دراينصورت مرزبندي كاربردي ملاك شفافي ندارد) اگر اينطور باشد، فلسفه يك توانايي است وگرنه بايد در جهت آن برنامه ريزي كرد.


س:چه راههايي براي تغيير مسير فلسفه از وضع كنوني آن در دانشگاهها و بهينه شدن آن داريد؟
ج: اصلاح برنامه هاي آموزشي، آموزش زبان خارجي روان براي مكالمه و مطالعه، ارايه مجالس سخنرانيهاي برنامه ريزي شده، كارگاه انديشه، ايحاد ارتياط با مراكز آموزشي و پژوهشي دنيا و نظير اينها.


س:برخي از مكاتب فلسفي به اهميت داستانهاي فلسفي پي برده‌اند و براي بالا بردن سطح فرهنگ و درك آدمي از جايگاه و وجود خود، از آن بهره مي‌برند. به نظر شما چقدر اين مهم ميتوانند در كاربردي كردن فلسفه مؤثر باشند؟
ج: فلسفه بمعني عام باطن هرگونه فعاليت فكري و عملي بشر است. لذا هرقالبي از جمله ادبيات و داستان مي‌توانند در اين خصوص كارآمد باشند. هگل و كيركه‌گارد نمونه فيلسوفاني هستند كه در تحليل فلسفي ادبيات و استخراج مطالب از و استشهاد به داستان و نمايشنامه كوشيده اند.
 

سعيد ناجي

 

 

 به روز كردن صفحه = Ctrl+ F5