خانم خيزران اسماعيل زاده در بارة مشكلات و
موانع موجود بر سر راه اجراي اين برنامه در ايران برايمان نوشته اند:
سايتتان را ديدم.
تقريبا" دستم اومد كه جريان از چه قراره و متوجه شدم برنامه ي بسيار جالبيه.
نميدونم دوستاتون كه اينكارو راه انداختن چقدر تو اجراش ميتونن موفق باشند اما
اينكارا بدون اجرايي شدن توسط سازمانها و وزارت خونه ها عملي نيست حتي اگه فرد،
پدر بچه هاش باشه و بخواد اونارو اينجوري تربيت كنه، با فرهنگي كه تو مدارس و
جامعه است شايد خيلي كار سختي باشه.
نميدونم بعد از كودكيتون چقدر تو اينجور محيطا بودين منظورم مدارس و آموزشگاه
هاست.
من در دوران دانشجوييم يه چن تا كلاس نقاشي تو كانون ها و مدارس براي بچه ها
داشتم. بگذريم كه الانم درس ميدم البته الان بيشتر سفال درس ميدم. ولي از
كلاساي نقاشيم براتون ميگم كه عمومي تره تا دستتون بياد اوضاع از چه قراره.
خب من با حدود 30 تا بچه ي قد و نيم قد طرف بودم از 5 ساله تا 10 ساله. هدفم
اين نبود كه بهشون نقاشي و طراحي ياد بدم چون تو اون سن اصلا" چيزي ياد نميگيرن
و ذهنشون براي اينكه پر بكشه و خلاق بشه آماده است، ولي كاش ميدونستين اين پدر
و مادر و مدرسه ازشون چي ساخته بودن: يه بچه ي مضطرب كه واسه يه خط ساده هم
احتياج داشت به تاييد من _البته دو سه مورد استثنا هم بود_ تصور كنيد من چه
حالي ميشدم وقتي با بچه اي مواجه ميشدم كه بهش ميگفتم برام چند تا ميوه كه تو
تابستون ميخوري بكش و اون بچه جرات نداشت بدون اينكه من براش مدل بكشم حتي يه
دايره بكشه. بدتر از همه وقتي با كلي تلاش بچه رو خلاص ميكني تشويقش ميكني كه
نترسه حاليش ميكني كه حتي اگه يه خط از خودش بكشه بهتره تا هزار تاشو با خطكش و
الگو و بچه يه چيزي مي كشه كه از خودشه از ذهن خودش ، ساعت كلاس تموم ميشه و
ماماناي محترمشون _كه اغلب زير 30 سالند. ( تصور كنيد بزرگتراشون ديگه چطوري
اند)_مي ريزن تو كلاس و جلوي تو دفتر بچه رو باز ميكنن و شروع ميكن به دعوا
كردنش كه اينا چيه ميكشي اصلا" دقت نميكني و بعد بيان سراغ تو يا مدير آموزشگاه
و بفرستند سراغت كه راضيت كنن يه سگي، خرسي، سيبي رو تخته بكشي و بچه هاشون عين
اونو تقليد كنن بعدش هم بگن: به به چه پيشرفتي!
گاهي براشون قصه ميگفتم و ازشون ميخواستم كه براش يه نقاشي بكش و باورت نميشه
كه ميزدن زير گريه خيلي هاشون از ترس اينكه نكنه بد بشه و مامانه چي ميگه
اونوقت؟
اينا ذهن بچه رو كليد ميكنن و بهش فرصت نميدن كه حتي خرابكاري كنه ،انقدر
تصورشون در مورد همه چيز بسته و محدوده كه تو هرچقدر هم توضيح بدي اون تمام
ايده اش از نقاشي هاي كمال الملكي اونور تر نميره _بيچاره كمال الملك البته!_
و وقتي سيستم اينجوريه طبيعيه كه اينجوري بار مياره و با چند تا مقاله و يه
سايت كاري از پيش نميره.
بايد فرهنگ سازي كرد و از بنياد آغاز كرد حالا كي بايد فرهنگ افراد فرهنگ ساز
مملكت را بسازه، خدا عالمه.
سركار
خانم
حميده بحريني نقل
قولهاي جالبي را در بارۀ P4C ترجمه و برايمان ارسال
كرده است.
فلسفه به ما
نميآموزد كه به چه فكر كنيم. در عوض ميآموزد كه چگونه فكر كنيم.
فلسفه ميآموزد كه دربارة موضوعات پيرامون مان عميقتر
بينديشيم و باعث ميشود كه به راحتي دربارة افكارمان سخن بگوئيم بدون آنكه از
بيان آنها بهراسيم.
دانشآموزان در اين روش عادت ميكنند كه از نظرات يكديگر
سؤال كنند و دلايل افراد را در آن مورد بپرسند، خوب بشنوند و به سخنان يكديگر
گوش كنند و انديشههايشان را با هم سامان دهند.
(دكتر ميتوليمپن)
من فلسفه را دوست دارم چون به من فرصت ميدهد كه دربارة
چيزهاي نو سخن بگويم و نظر ديگران را دربارة آن بدانم.
(يك دانشآموز حلقة
P4c)
يك قدم
راه صد رقم اشتباه؟!!
اين امر
كه مقالات و نوشتههاي فرد را ديگري به اسم خود استفاده كند يا مصاحبههاي
فرد را بردارند، اسم مصاحبه كننده و مصاحبه شونده را حذف كرده و بدون تغيير حتي
كلمهاي در سخنرانييي ارائه دهند اتفاق تازهاي نيست. اما آنچه اخيراً مورد
مشاهده قرار گرفته، جديد و متفاوت است.
جالب است! بنده مطلب كوچكي براي
ويژهنامه همشهري (خردنامه ويژة فلسفه براي كودكان و نوجوانان) به عنوان
سرمقاله در شرح مؤلفهها و زواياي مختلف برنامة فلسفه براي كودكان و نوجوانان
نوشته بودم. سايت هاي مختلفي همچون فارسنيوز و باشگاه انديشه، اين مطلب
را با قيد منبع، به چاپ رسانده اند ولي عنوان آن و اسم نويسنده تغيير يافته.
عنوان آن
تبديل به عبارتي شده است كه دوست عزيزم آقاي دوست محمدي روي طرح كاركرده است:
آب بابا افلاطون، كه البته تا حدّي جالب و تا اندازهاي هم گمراه كننده
است. چون p4c
به هيچ عنوان به آموزش آراي فلاسفه خاصي، يا آراي خاصي از فلاسفه اختصاص ندارد،
گو اينكه آراي جالب، مناسب و بهدرد بخور فلاسفه تلويحاً و براي بالا بردن
قدرتهاي فكري به كودكان عرضه ميشود .
اسم اين
نويسنده هم تبديل شده به سعيد جامي و باوجود تذكر به خبرگزاري فارس ترتيب اثري داده نشد. اما عزيزان باشگاه انديشه بخشي از موارد را تغيير دادهاند و بخشي را نه.
وقتي موضوع را پي گير شديم ديديم كه اشتباه از خود سايت همشهري نشات گرفته است
به آنها هم يادآوري كرديم ولي ظاهرا مشكل پيچيده تر از اين حرفها بود و باز
ترتيب اثر داده نشد.
البته اشتباهات اينچنيني صورياند و صدمه زيادي به محتوا نميزنند، ترس از آن است كه
اين بي دقتي به محتوا سرايت كند. به ياد ترسهاي دكتر بانكي ميافتم كه نكند
روزي فرا رسد كه به جهت بدفهمي واقعيت
P4c معلمهاي
ايراني وادار شوند نفري يك خطكش در دست، بالاي سر شاگردان كلاس و كودكان
ايستاده و از آنها در بارة جوهرهاي اسپينوزا يا مثلا حركت جوهري پرسش كنند.
اگر قرار باشد ما با بي توجهي در
اين يك قدم راه، اشتباهاتي چنين عجيب را مرتكب شويم، بعيد نيست ترس هاي دكتر
بانكي به راحتي تحقق يابد و نهايتاً فلسفهاي خلق و براي كودكان و نوجونان
ارئه شود كه خدا هم نافريد. يادمان باشد كه يكي از اهداف
P4c
ارتقاء سطح دقت، مسئوليت و امانتداري در امورفكري و تفكر است. اگر ما
آدمبزرگها خودمان را اصلاح نكرده و در خودمان اين ويژگي هارا تقويت نكنيم
آموزش كودكان برايمان ممكن نخواهد بود.
با اميد اين كه دست كم
پاياننامه ها و تحقيقها و ترجمه هاي محققين و دانشجويان عزيز، اين برنامه را
چنان كه هست معرفي كرده و ما برخلاف برخي رشته هاي ديگر از ابتدا راهي مستقيم
را بياغازيم.
سعيد ناجي
خانم
زهر اُمّي كه پايان نامه خود را به اين موضوع
اختصاص داده، برايمان نوشته است:
"تفكري كه به متن حساس نباشد در معرض بي ملاكي است و
تفكري كه خود اصلاحگر نباشد ميتواند غير معقول و غير انتقادي باشد.
فلسفه براي كودكان يكي از راههاي پرورش انديشه در كودكان است. اين روش نه تنها
بايد خوب شناخته شود و به شايستگي عرضه گردد بلكه بايد خود مورد فلسفه ورزيدن
قرار گيرد. در حقيقت فلسفه براي كودكان براي اجرا در ايران نيازمند نقد و بررسي
همه جانبه و تطبيق با فرهنگ ديني و ملّي كشوري است كه تاريخ علمي آن سرشار از
گفتوگو در اين باب يعني انديشيدن است.
به همين منظور پاياننامة «نظريه متيوليمپن در فلسفه براي كودكان با روري آورد
انتقادي» در مقطع كارشناسي ارشد آبان ماه 1383 در دانشكدة الهيات ومعارف اسلامي
دانشگاه تهران از طرف گروه فلسفه وكلام اسلامي مورد تصويب قرار گرفت. زهر امّي
مجري و دكتر احد فرامرز قراملكي داراي مرتبة علمي دانشياري در همين دانشكده
استاد راهنما و دكتر پروين كديور داراي مرتبة علمي استادي در دانشگاه تربيت
معلم استاد مشاور اين طرح ميباشند.
اين پاياننامه با رويآورد فلسفي و روانشناسي و با تأكيد بر تعليم و تربيت
اسلامي به بررسي اين نظريه ميپردازد و به وسيلة تطبيق با متون ديني به وجوه
اشتراك و افتراق آن را به دست ميآورد."
اميد است
پايان نامه هايي كه در اين زمينه كار ميشود، برخلاف اغلب پايان نامههاي
رشتههاي علوم انساني در كشورمان، روزبهروز دقيقتر، مستندتر، علميتر و مساله
محورتر گردند.
استفاده از مطالب با ذکر منبع
بلامانع است. |