|
خانم خيزران اسماعيل زاده در بارة مشكلات و موانع
موجود بر سر راه اجراي اين برنامه در ايران برايمان نوشته است.
.......>>>>
سركارخانم
حميده بحريني
نقل قولهاي جالبي را در بارۀ P4C ترجمه و برايمان ارسالكردهاست
.....>>>>
يك
قدم راه...
....اگر قرار باشد ما با
بيتوجهي در اين يك قدم راه، اشتباهاتي چنين عجيب را مرتكب شويم، بعيد نيست
ترسهاي دكتر بانكي بهراحتي تحققيابد و نهايتاً فلسفهاي خلق و براي
كودكان و نو جوانان ارئهشود كه خدا هم نافريد. يادمان باشد كه يكي از اهداف
P4c ارتقاء سطح دقت، مسئوليت و امانت داري در امور
فكري و تفكر است. اگر ما آدمبزرگها خودمان را اصلاحنكرده و در خودمان
اين ويژگيها را ايجاد نكنيم آموزش كودكان
برايمان ممكن نخواهد بود....>>>>>
خانم زهر
اُمّي كه پايان نامه خود را به اين موضوع اختصاص
داده، برايمان نوشته است:
فلسفه براي كودكان يكي از راههاي پرورش انديشه در كودكان
است. اين روش نه تنها بايد خوب شناخته شود و به شايستگي عرضه گردد بلكه بايد
خود مورد فلسفه ورزيدن قرار گيرد......>>>>>>
دكتر جعفر
چاوشي كه معتقد است فلسفه براي كودكان را ميتوان
در فرهنگ ديرينه خود باز يافت، ميگويد :
آموزش فعلي در ايران انباشتن حافظه از مطالب كتاب هاي درسي است. كودكان و يا
نوجوانان براي موفقيت در امتحانات بجاي فهم درست آنها اين مطالب را طوطي وار
حفظ مي كنند. و بدين گونه از قدرت تخيل و خلاقيت خود هيچ گونه بهره اي نمي برند
و اين باعث مي شود كه در مسائل علمي و فلسفي انفعالي عمل كنند....>>>>>>
يكي از
دوستان
كه قبلاً مطلبي از او چاپ كردهام، اينبار مطلب
زير را برايمان فرستاده است
و خواسته است براي اينكه روزي به مدركي در دست فرزندانش
تبديل نشود، نامش ذكر نگردد!!!!!
يكي
از معضلات جامعه ما اين است كه از دوران كودكي هنجارهايي آموزش داده ميشود كه
مبتني بر يك برداشت اشتباه از اخلاق است. از ابتداي طفوليت به كودكان ياد
ميدهيم كه يك «بچه خوب» بچهاي است كه در جمع ساكت و چهارزانو بنشيند و وقتي
بزرگترها حرف ميزنند صحبت نكند...>>>>>>
خانم حميده
بحريني
يكي از دوستداران فلسفه كاربردي
مينويسد:
خوشبختانه
بنيانگذاران گفتگوهاي فلسفي براي كودكان و نوجوانان (P4C) طرح خود را بر ايجاد
علاقه و انگيزه و بال و پردادن به كنجكاويهاي كودكانه، زايش تفكر، گفتگو و
نقادي گذاشته اند و .... به كار گرفتن اين شيوه تعليمي بي شك ضرورت امروز جامعه
ماست.....>>>>>
خانم
احسانه باقري كه اولين
كتابهاي p4c را به زبان فارسي ترجمه كردهاست
در باره آن ميگويد:
روش این برنامه آن نیست که نظریه های فلسفی فیلسوفان را
همراه با اصطلاحات پیچیده آنها به کودکان بیاموزد، بلکه چنین است که ویژگی های
تفکر فلسفی را به آنان می آموزد، به طور مثال، روش بحث کردن را به آنها می
آموزد و اینکه فرد سعی کند برای نظر خود دلیل بیاورد و تفاوت ادعای خود و دلیل
پشتیبانی کننده آن را بشناسد یا این که بتواند به حرف دیگران گوش بدهد و از
آنها دلیل بخواهد و دلیل آنها را ارزیابی کند........>>>>>>
دکتر خسرو باقري
در گفتگو يي در بارة
اهميت اجراي برنامه P4C و
همسويي آن با
تعليم و تربيت اسلامي :
اگر ما برداشتي از دين را كه به تفکر اهميت مي دهد در نظر بگيريم بين برنامه
P4C و تفکر ديني
همسويي وجود دارد.........>>>>>
دکترمسعودصفايي
مقدم،
رئيس دانشگاه شهيد چمران (اهواز) در
گفتگويي درباره ضرورت اجراي
«برنامه
فلسفه براي كودكان و نوجوانان» در آموزش و پرورش کشورمان گفت:
از
آنجا که برنامه آموزش فلسفه به کودکان در تمهيد مقدمات و لوازم مربوط بسيار
موثر است ، پيش بيني مي شود اجراي آن در برنامة چهارم توسعه در اولويت
قرار گيرد.........>>>>>
خانم
مريم
جعفر اقدمي، دوستي
كه باتوجه به خلأ موجود در مطبوعات كشور به آموزش تفكر منطقي
پرداخته است
در بارة
P4C
مطلبي با عنوان آموزش زندگي
فرستاده است.
چند وقتي است كه به آموزش خودمان فكر مي كنم، به اينكه آموزش ما چه مشكلاتي
داشته است و اينكه براي نسل آينده و بچه هاي خودمان چه كاري مي توانيم بكنيم.
درست وقتي درگير اين دغدغه بودم به " فلسفه براي كودكان" برخوردم، يكي از آن
جلسه هاي جالب را با بچه ها ديدم و بسيار هيجان زده شدم. هيجان از اينكه به
خيلي از اين برنامه ها فكر كرده بودم.........>>>>>
رضا دانشور
عزيز،
يكي از اولين
كساني كه اخترك
P4c
را ديده است بالاخره برايمان نوشت:
تجربهاي كه
من از دوران تحصيلات دانشگاهي دارم اين است كه زياد به دنبال حل مسائل
نبودهايم و فكر ميكرديم با خواندن
كتابهاي
مختلف ميتوان بر موضوعي مسلط شد در حاليكه نهايتا معلوم ميشود كه اين يك فكر
اشتباهي است. بايد دانشجويان در دانشگاه، خود را در مواجهه با مسائل واقعي قرار
ميدادند و سعي ميكردند آنها را با ديدي انتقادي و نقادانه بررسي كنند و سپس
راه حلي براي آن بيابند.......>>>>
دوست بسيار پر مشغله ام مهدي نسرين
كه مدتها در انتظار مطلبي كه قول داده بود مانديم
در باره اين
سايت
چنين پيشنهاد داده است:
آنچه
در اين سايت و فعاليتهاي مرتبط به آن به چشم ميخورد اين است كه برخلاف آنچه
افلاطون فكر ميكرد آموزش فلسفه بايد از سالهاي نخست با كودكان همراه باشد.
تفكر استدلالي و نقادانه را بايد از ابتداي دوران تحصيل وارد حوزه آموزش كودكان
كرد. اين ادعاها تا اين جا هنوز درفلسفه براي بزرگسالان قرارداد؛ يعني فلاسفه
بزرگسال درمورد آموزش فلسفه به افراد نظر ميدهند. براي اين كه واقعا اين حوزه
وجه تسميه خود را بيابد، اما، لازم است كه اولا بخشهايي داشته باشد مستقيما در
ارتباط با كودكان و براي كودكان. دوم خوانندگان كودك براي خود دست و پا كند. يك
راه كه اكنون به ذهن من ميرسد اين است كه صفحهاي براي تعامل با كودكان و
براساس آرا و نتايج پروژههاي انجام شده ساخته شود. به اين ترتيب كلمة «براي»
واقعاًَ معني پيدا ميكند.
دوست بسيار گراميم سيد محمد تقي
موحد ابطحي در نامه اي نظرات خود را در بارة نحوة اجراي فلسفه برای
کودکان در ايران برايمان
چنين نوشته است:بايد به دانش آموزان آموخت که گاه
برای حل مسئله بايد چهارچوبهای ثابت و حاكم را شکست و از آنها خارج شد. همچنين
بايد به والدين و مربيان آموخت که هرگونه عدول دانش آموز و فرزند از چهارچوب،
خطرناک نيست و نبايد بيدليل مانع از خلاقيت كودكان و نوجوانان در تفکر و عمل
شد..........>>>>>
دوست عزيز
دكتر مهدي معين
زاده در گفتگويي
با سايت
P4CII
در بارة
نياز
اجراي برنامة فلسفه براي كودكان و نوجوانان در ايران ميگويد: «فلسفه براي كودكان» بدانها قبل از آنكه بسيار
دير شده باشد و ابهام و جهالت در آنان ريشه دوانده باشد ميآزمود كه بدانند «چه
ميخواهند» و بدانند چگونه خود را برآورند و اين عين حكمت است........>>>>
دكتر
خسرو باقري
در باره
P4C
توضيح ميدهد:
در
اين برنامه چنين پيشبيني نشده است كه پاسخ معين و از پيش تعيين شدهاي در باب
مسائل مذكور، به دانشآموزان داده شود. بلكه طرح مساله و بحث و گفتوگو درباره
آن، طريقهاي است كه براي دست يافتن به پاسخها اتخاذ شده است.......>>>>>
دوست و محقق عزيز،دكتر
يحيي قائدي
در اين باره ميگويد:
روزي ما به اين برنامه تن
در خواهيم داد،اما مممكن است آن روز خيلي دير باشد. در آن صورت ما با دستپاچگي
و بدون تعمق و تحقيق به آن دست خواهيم زد. ما به شدت به چنين برنامه هاي كه بر
بنياد آموزش تفكر كردن استوار است احتياج داريم. اگر چنين برنامه هايي در
كشورهاي اروپايي و آمريكا لازم باشد در كشور ما لازمتر است......>>>>
دکتر ميرعبدالحسين نقيب زاده
در بارة
P4c نوشته
اند:
در اين
برنامه، سخن بر سر آموزش فلسفه چون نظامي از آموزه هاي معين نيست. سخن بيش از
هر چيز در برانگيختن توجه و به کار آوردن توانايي انديشيدن است، خواه در سطح
کودکان باشد خواه در پايه بس والايي چون کار سقراط يعني کاري که افلاطون را بر
آن داشت تا به جاي فلسفه از ديالکتيک سخن بگويد و به جاي آموزش مستقيم، به
گفتگو روي آورد: گفتگويي زنده و سرشار از زندگاني.......>>>>
دوست و همكار
عزيزم،
عليرضا منصوري
در بارة
P4c برايمان نوشته است:
به اعتقاد من، برنامة آموزشي «فلسفه
براي كودكان و نوجوانان»
اگر بتواند حل مسأله را به كودكان بياموزد، داراي اهميت زيادي خواهد بود و
تأثير آن تنها منحصر به فلسفه نخواهد شد چون به اعتقاد من تمام زندگي حل مسأله
است......>>>
محقق و
دوست گرامي
بابك عباسي
در بارة P4C نوشته است:
اين معنا از فلسفه بيش از آنكه به تلقي
برنامهريزان درسي رسمي شبيه باشد به تلقي سقراطي از آرمان فلسفه
نزديك است. چرا كه سقراط بر آن بود كه فلسفه مبتني بر گفتگوست و معرفت
همواره در گفتگو (سير ديالكتيكي) متولد ميشود......>>>>
مهندس
حسين كاجي،
دوست بزرگوارم در بارة همگاني
ساختن تفكر چنين نوشته است:
همگاني
کردن تفکر در بخش مهمي بر معناي همگاني کردن روش فکري متعالي، درست و بهينه است
و با پراکندن محتويات فکري تخصصي و آنها را به خورد افراد دادن متفاوت است. اين
روش هم مي تواند به جاي آن که از طريق آموزه هاي تخصصي ارائه شود از مثالهاي
عيني و انضمامي استفاده کند.......>>>>
همكار
و دوست ژورناليستمان خانم
نيلوفر
عاكفيان در بارة P4C برايمان نوشته است:
فلسفه
براي كودكان يعني تو مي تواني تمام عمر كودك بماني با ذهني پر از سوال. يعني
هميشه براي سوال كردن فرصت هست......>>>>
مهندس
عباس طارمي
نظرش رادر بارة
p4c برايمان نوشته است:
فلسفه
براي كودكان و نوجوانان برانگيختن فطرت حقيقت طلبي كودكان و است، بومي سازي
اين برنامه
براي ايجاد مقبوليت و سهولت كار و حفظ ارزش هاي تفكر ايراني-اسلامي ضروري مي
باشد........>>>
|